حسین متولد 25/2/؟؟13
|
hit Counter |
صحبت
|+| گل
|+| ... تقدیم به عزیز دلم
|+| عشق
|+| دوستی
|+| سلام
سلام امیدوارم که به همتون خوش بگذره اومدم که بگم پسر تابستان ۲ هم برپاشده به آدرس روبرو www.summerboy2.blogfa.com
|+| ... من و
مهربانم ! چگونه نگاهت رافراموش کنم وقتی در اینه چشمانت خود را می بینم چگونه لبخندت را فراموش کنم وقتی در لبخندت طعم زندگی پیدا میشود چگونه رهایت کنم وقتی من توام و تو منی وقتی یک روحیم در دو تن ای دوست ! خاطره را با امروز و فردا پیوند بزن تا جهان زیباتر شود در چشمان تو جهان به زیبایی یگانگی است چگونه جهان را فراموش کنم |+| عشق
.........دوستت دارم
عشق
|+| دوستت دارم
تقديم به ....... اگر چشمانم تو را فراموش كنند دوست دارم زندگي را دوست دارم نه در قفس دوستت دارم.............
|+| I LOVE YOU
|+| آه چرا نموندی ؟
يک شب توی اوج با هم بودن تنهام گذاشتی . يک شب توی اوج خواستن ازم متنفر شدی . يک شب توی اوج صداقت زير همه حرفات زدی . يک شب توی اوج دل دادگی دل ازم بريدی . آره عزيزم ... يک شب توی اوج بودن رفتی و حتی رد پاتم واسه چشمام جا نذاشتی . آه دلو سوزوندی ! آه چرا نموندی ؟ |+| ای آزادی
ای آزادی !!!!
ای آزادی !!! روی دفترهایم ، روی میز تحریرم ، روی درختان ، روي ماسه ها ، روی برف ، نام تو را می نویسم . روی همه ی صفحه های خوانده شده ، روی صفحه های سفید ، روی سنگ و خون و کاغذ یا خاکستر، نام تو را می نویسم . روی جنگل و کویر، بر آشیانه ها و گلهای طاووسی نام تو را می نویسم . روی همه ی تکه پاره های آسمان لاجوردی ، روی مرداب ، این آفتاب پوسیده ، روی رودخانه ، این ماه زنده ، نام تو را می نویسم . و به نیروی یک واژه ، زندگی را از سر می گیرم ، من برای شناختن و نامیدن تو ، پا به جهان گذاشتم ای آزادی !!!! |+| ... عشق یعنی
عشق یعنی...
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی سوزنی ، آه اشتباه عشق یعنی معنی رنگ و کمان عشق یعنی شاعر دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی یک تیمم ، یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود عشق، آمدنی بود نه آموختنی عشق یعنی با تو بودن |+| گل رز
زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است ، جاری ، هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ، این کولی خانه به دوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت |+| باحال
|+| |
موسيقي